بررسی زندگی سیاسی سعید جلیلی در سه پرده؛
از گمنامی و لیدری سایه نشینان تا آفتابی شدن

سخنرانی اخیر سعید جلیلی پس از انتصاب علی لاریجانی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی، سؤالات زیادی را درباره آینده سیاسی او به وجود آورده است. نویسنده معتقد است که روند حذف چهرههای شاخص اصولگرا مانند هاشمیرفسنجانی و ناطقنوری، زمینه را برای ظهور چهرههایی مانند جلیلی و احمدینژاد فراهم کرد. با توجه به این موضوع، زندگی سیاسی جلیلی را میتوان به چند مقطع تقسیم کرد.
سالهای گمنامی
اولین دوره زندگی سیاسی جلیلی مربوط به سالهای پایانی دهه ۶۰ تا نیمه دهه ۸۰ است. در این دوره، او چهرهای گمنام بود و در سال ۶۸ وارد وزارت خارجه شد. مهمترین سمت او در این دوره، معاونت اداره اول آمریکا بود. او در انتخابات مجلس ششم از حوزه مشهد کاندیدا شد، اما رأی کافی را به دست نیاورد. در سال ۸۰، از وزارت خارجه خارج شد و به عنوان مدیر بررسیهای جاری دفتر رهبری فعالیت کرد تا اینکه با روی کار آمدن دولت احمدینژاد، وارد مرحله جدیدی از زندگی سیاسی خود شد.
سالهای مذاکره
با آغاز دولت احمدینژاد، جلیلی به عنوان معاون اروپا و آمریکا به وزارت خارجه بازگشت و در سال ۸۶، جایگزین علی لاریجانی در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی شد و به عنوان نفر اول تیم مذاکرهکننده هستهای ایران، به چهرهای شناختهشده تبدیل شد.
ویلیام برنز، معاون وقت وزارت خارجه آمریکا، در کتاب خاطرات خود از سبک مذاکره جلیلی انتقاد کرده و میگوید او سخنرانیهای طولانی و فلسفی میکرد و از پاسخهای مستقیم طفره میرفت. علیاکبر ولایتی نیز در سال ۹۲ به این موضوع اشاره کرده و گفته بود: «دیپلماسی این نیست که انسان برود در برابر کشورهای دیگر خطابه بخواند.» این انتقادات به روش مذاکره جلیلی، نشاندهنده چالشهای این دوره از فعالیت سیاسی اوست.
دورهی سایهنشینی
سعید جلیلی در آخرین سالهای ریاستجمهوری احمدینژاد، وارد مرحله جدیدی از زندگی سیاسی خود شد. در انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۳۹۲، با حمایت چهرههایی مانند مصباحیزدی، انصار حزبالله و جبهه پایداری کاندیدا شد، اما تنها حدود ۴.۲ میلیون رأی به دست آورد و نتوانست پیروز شود.
با آغاز دولت حسن روحانی، جلیلی دیگر دبیر شورای عالی امنیت ملی نبود، اما همچنان در این شورا عضویت داشت. در این دوره، او از «دولت سایه» سخن گفت که به گفته خودش برای کمک به دولت بود، اما در عمل، حامیان او تلاش میکردند تا دولت روحانی را ناکام بگذارند. او در سال ۱۳۹۶ از انتخابات کنارهگیری کرد و از ابراهیم رئیسی حمایت کرد. در سال ۱۴۰۰ نیز به نفع رئیسی کنار کشید. پس از پیروزی رئیسی، جلیلی دوباره به سایه بازگشت، اما در این دوره، با تیم سیاست خارجی دولت رئیسی نیز اختلافنظر داشت.
عصر چهارم: بازگشت به جنجال
پس از سقوط بالگرد ابراهیم رئیسی و برگزاری انتخابات زودهنگام، جلیلی برای سومین بار کاندیدای ریاستجمهوری شد، اما باز هم شکست خورد. در این انتخابات، او حاضر به کنارهگیری به نفع قالیباف نشد و همین امر تنشهایی را در جریان اصولگرا ایجاد کرد. نویسنده معتقد است که حضور جلیلی در انتخابات، به طور غیرمستقیم به پیروزی مسعود پزشکیان کمک کرد، زیرا «ترس از سعید جلیلی» بخشی از مردم را به سمت پزشکیان سوق داد.
پس از انتخابات، پزشکیان به جلیلی پیشنهاد داد که برنامههای خود را به عنوان استاندار در یک استان اجرا کند، اما این پیشنهاد پذیرفته نشد. نویسنده این موضوع را نشاندهنده علاقه بیشتر جلیلی به «سایهنشینی» میداند. با این حال، به نظر میرسد جلیلی در دوره جدید به صورت شخصی وارد جنجالها شده است.
انتقاد جنجالی از تحولات شورای عالی امنیت ملی
پس از انتصاب علی لاریجانی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی، جلیلی در یک سخنرانی با ادبیاتی تند به این موضوع واکنش نشان داد. او با تشبیه مذاکرهکنندگان به «گوسالهپرستی بنیاسرائیل»، از ادامه مسیر گذشته انتقاد کرد. این اظهارات با واکنشهای زیادی از سوی اصولگرایان و اصلاحطلبان همراه بود.
آینده سیاسی جلیلی
نویسنده این مقاله معتقد است که جلیلی با دو شکست پیاپی در انتخابات، نقش «لیدر تندروها» را در خود دیده و شخصاً وارد جنجالهای سیاسی میشود. با این حال، مشخص نیست که او چقدر میتواند در شورای عالی امنیت ملی تأثیرگذار باشد، زیرا ترکیب فعلی شورا ممکن است با نظرات او همسو نباشد. نویسنده در پایان مینویسد با شکست پروژه یکدستسازی، شاید عصر جدید برای جلیلی و حامیانش، دورهای سختتر و متفاوتتر باشد.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0